Print  |  close
راهپیمایی بزرگ زنان در آمریکا علیه ترامپ، آغشته به توهمات بزرگ

راهپیمایی بزرگ زنان در آمریکا علیه ترامپ، آغشته به توهمات بزرگ

 

در روز شنبه، 19 ژانویه، ده ها هزار تن از زنان و مردان در سراسر آمریکا راهپیمایی کردند. این راهپیمایی اولین بار در ژانویه 2017، پس از مراسم تحلیف ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا و در اعتراض به رژیم ترامپ، در واشنگتن برگزار شد. جنبشی که در آن زمان سربلند کرد هرچه بیشتر به زیر رهبری حزب دموکرات آمریکا برای پیشبرد رقابت های انتخاباتی اش درآمده است. برگزار کنندگان این راهپیمایی آن را «موج زنان» خوانده اند. آن چه در زیر میخوانید، بخشی از اطلاعیه ای است که در این تظاهرات از سوی فعالین آر سی پی (حزب کمونیست انقلابی) پخش شد. این متن به زبان انگلیسی در نشریه انقلاب (16 ژانویه 2019) در دسترس است.

 

آیا دنبال «موجی» از خود فریبی و توهم هستید

یا به دنبال آن چه که بشریت واقعیت نیازمند است: یعنی یک انقلاب زندۀ واقعی؟*

 

به همه کسانی که در راهپیمایی زنان شرکت کرده اید و در مورد آنچه بر سر زنان و میلیاردها انسان در سراسر کرۀ زمین می اید خشمگین و نگران هستید:

 

شما رودست خورده اید. این راهپیمایی شما را به هیچ جا نمی رساند - حداقل به هیچ جای خوب نمی رساند. ما به "موجی" که در نهایت خشم و اشتیاق ما را به درون مجاری و حصارهای همان سیستمی ببرد که تولید کنندگان مشکلات است، نیاز نداریم. ما نیازمند یک انقلاب جاری و واقعی هستیم.

 

زنان در سراسر جهان، می خواهند خود را از زنجیرهای مردسالاری آزاد کنند. آنها به طور فزاینده مطالبه می کنند که در هر حوزه یک انسان کامل به حساب آیند.  با این حال، در هر حوزه به عقب زده می شوند و توسط کسانی که مدعیِ حمایت از آن ها هستند، به بیراهه کشیده می شوند.

جای تعجب نیست که زنان به عنوان اعتراض لباس «ندیمه ها» را می پوشند (منظور سریال «سرگذشت ندیمه» است که بر پایه رمانی به همین نام از مارگارت اتوود ساخته شده است – مترجم). زیرا، بنیادی ترین حق زن در مورد اینکه آیا بچه دار خواهد شد و چه زمانی بچه دار خواهد شد توسط حکومت های سراسر جهان به طور فعال سرکوب می شود و دیوان عالی ایالات متحده مملو از قضاتی شده است که قصد واژگون کردن این حق اساسی را دارند.

یک سوم زنان در مقطعی از زندگیشان قربانی تجاوز جنسی و جسمی می شوند.

دهها میلیون زن و کودک در صنعت چندمیلیارد دلاری سکس خرید و فروش می شوند.

صدها میلیون نفر از زنان در کاری که در عمل مانند بردگی است به سر می برند، در کارگاه های عرق ریزان و مزارع یا خدمتکاری در خانه ها کار می کنند و در همه این اماکن، آزار و اذیت جنسی هزینه ای است که برای بقاء می پردازند.

صدها میلیون زن دیگر که در مشاغل بهتر یا موقعیت های تخصصی و هنر و یا در حوزۀ آموزشی هستند نیز از تبعیض، آزار جنسی و تجاوز در امان نیستند و در سال گذشته همه اینها به  طور مشروح و مفصل آشکار شد.

روابط اجتماعی میان زنان و مردان در هر حوزه، از خانه تا فرهنگ به طور کلی، با سلطه گری منحط مردانه و "فرهنگ مردانه" اشباع است.

بنیادگرایان مذهبی که متعلق به «عصر تاریکی» هستند، حملات سرکوبگرانه خود را علیه زنان علنی تر پیش می برند و اکنون مثل سرطانی که متاستاز ( سرایت سلول های سرطانی به سایر ارگان های بدن) کرده است و تبدیل به باندهای حاکمیت در کشورهای مختلف شده اند. نمونۀ بارز آن رژیم فاشیستی ترامپ/پنس است.

اما در همه جا در مقابل شدت گرفتن این حملات شاهد خودفریبی توهم آلود هستیم -- از جمله در همین "راهپیمایی زنان" که نشئۀ پیروزی در انتخابات سر داده بودند. "راهپیمایی زنانِ سال 2019" با افتخاری عظیم اعلام می کند که: "راهپیمایی زنان در سال 2017 به صدها زن الهام بخشید تا در انتخابات شرکت کنند و به میلیون ها نفر دیگر الهام بخشید که پای صندوق رای بروند و ده ها نفر توانستند به مقامات دولتی انتخاب شوند" و اینکه "راهپیمایی زنان در سال 2019 دو سال مقاومت در برابر ریاست جمهوری ترامپ، دو سال تعلیم فعالان جدید و دو سال قدرت ساختن را نشان می دهد. و این بار ما با یک نقشه باز می گردیم".

این ایده که گویا با درگیر فعالیت شدن در داخل این نظام، می توان تغییری ایجاد کرد یک کلاهبرداری بسیار قدیمی و رنگ باخته است. هر بار که مردم سربلند می کنند و خواهان تغییر وضع می شوند، این کلاهبرداری دوباره به شکلی بازسازی شده به میدان می آید. چون بهترین راه برای فریب دادن و به اشتباه انداختن مردم است که به غلط فکر کنند می توان کاری کرد که این نظام خدمتی به مردم کند.

این ممکن نیست. چون ستم بر زنان باساختار سرمایه داری-امپریالیسم درهم تنیده است و اساسا نمی توان یکی از اینها را بدون نابود کردن آن دیگری، از بین برد. در این مقطع از تاریخ، ستم بر زن و بسیاری از ستم گری های وحشتناک دیگر، کاملا غیر ضروری اند. این ستم ها ادامه می یابند نه به خاطر آنکه چند مرد می خواهند و یا برخی سیاست های اشتباهی که اصلاح پذیرند تداوم یافته اند. این ستم ها توسط نظام سرمایه داری-امپریالیسم تداوم می یابند. این مسئله،  ضرورت سرنگون کردن این نظام را فریاد می زند و نه ضرورت جایگزین کردن عده ای زن به جای مردان در راس نظام!

 

فقط فکرش را بکنید: در سراسر جهان، در هند و آلمان تا برزیل و بریتانیا، زنان در مقام های ریاست حکومت ها قرار گرفته اند. (این مقاله را بخوانید: "امواج" زنان در گذشته: تاریخ خود را بدانید و آن را تکرار نکنید!) اما آیا این امر تغییری اساسی در شرایط توده های زن یا مردم به طور کلی در هر یک از این کشورها به وجود آورده؟ خیر! چرا اینگونه است؟ چون هرکس در این موقعیت قرار بگیرد باید  با قوانین نظام بازی کند وگرنه نظام دچار اختلال شده و فردی را که مطابق قوانین نظام بازی نمی کند مجبور میکنند که کناره بگیرد.

منظور از این حرف ها، توقف مبارزه نیست. بلکه تاکید بر آن است که این مبارزه را باید بخشی از یک مبارزه بزرگتر ببینیم. یعنی، بخشی از انقلاب کردن و سرنگونی این نظام (و نه اصلاح آن) و با هدف رهایی همه بشریت.

و امکان انقلاب، واقعی است. یک قانون اساسی برای جمهوری سوسیالیستی نوین در آمریکای شمالی وجود دارد که پس از انقلاب پیروزمند در این کشور به عنوان قانون اساسی جامعه برقرار می شود. دیباچه این قانون اساسی اصول اساسی جامعه نوین را این طور بیان می کند:

 

ستم بر زن، هزاران سال پیش همراه با ظهور تمایزات طبقاتی میان انسان ها، سربلند کرده و پیش رفته است و به شدت در تمام جوامع تحت کنترل طبقات استثمارگر ریشه دوانده است و از خصلت های برجستۀ ایالات متحده آمریکای امپریالیستی و سلطۀ آن بر جهان بوده است. الغا و ریشه کن کردن کلیت این ستم، یکی از مهمترین اهداف جمهوری سوسیالیستی نوین در آمریکای شمالی است. این جمهوری نه تنها برابری قانونی کامل بین زنان و مردان را اعلام می کند بلکه فراتر از آن، جهت گیری و سیاست از بین بردن تمام زنجیرهای سنت را که در نقش ها و تقسیمات جنسی سنتی متبلور است و همه اشکال روابط ستم گرانه، در همه حوزه های جامعه که با این ستم مرتبط است را اعلام می کند. تا زنان به اندازه مردان، برای شرکت در هر جنبه از مبارزه برای تغییر جامعه و جهان توانمند شوند و به ریشه کردن والغای تمام روابط ستم و استثمار و رهایی بشریت به طور کل، خدمت کنند.

 

قانون اساسی جمهوری سوسیالیستی نوین آمریکا، اثر باب آواکیان است. او کمونیسم نوینی را بنیان گذارده و در حال رهبری انقلاب در ایالات متحده آمریکا است. بخشی از این کار او، تحلیل گسترده و راهگشا در رابطه با ریشه های ستم بر زنان بوده که نشان داده است این ستم چگونه با هزار و یک رشته به نظام سرمایه داری که اکنون در آن زندگی میکنیم پیوند خورده است. آواکیان تجارب انقلابی گذشته را بررسی کرده و درس های مهمی از آن بیرون کشیده و درک عمیقتری از آنچه جامعه سوسیالیستی، پس از پیروزی انقلاب، باید انجام دهد تا این مبارزه تا رهایی کامل و شکستن کامل زنجیر ستم و رهایی تمام بشریت پیش برود. هرکس که واقعا در مورد پایان دادن به ظلم و ستم بر زنان و تمام بشریت جدی است، باید به این انقلاب بپیوندد و وارد نظریه های آواکیان شود.

انقلاب، کار آسانی نیست. شامل تلاش های عظیم و فداکاری های واقعی است. با پیچ و خم ها و حل مسائل پیچیده جلو می رود. اما انقلاب کردن، ممکن است. (به سند «چگونه می توانیم پیروز شویم: چطور می توانیم یک انقلاب واقعی کنیم» رجوع کنید. این سند از طرف حزب کمونیست انقلابی آمریکا منتشر شده است). ما می توانیم دنیایی جدیدی بسازیم که در آن تمام آحاد بشر بتوانند شکوفا شوند. به کسانی که پیشاپیش در این راه هستند، بپیوندید.

 

*A “Wave”—of Hype and Delusion? Or What Humanity Needs: an ACTUAL Revolution!

*Revolution Newspaper | revcom.us

آدرسهای ما در فضای مجازی

www.cpimlm.com

 https://www.facebook.com/cpimlm1380

https://www.instagram.com/cpimlm

 t.me/haghighatcpimlm

https://twitter.com/cpimlmc?lang=en